مرتضى راوندى

529

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

طرز مسافرت ، راهها و وسايل نقليه در قرون وسطى نظرى به قبل از اسلام ايران از قديمترين كشورهايى است كه به راهسازى و امنيت راهها توجه كرده است . چنان كه در جلد اول ديديم ، متجاوز از چهارصد سال قبل از ميلاد ، شوش بوسيلهء شبكه‌اى از راههاى ارتباطى ، به تمام استانها و كشورهاى تابع شاهنشاهى هخامنشى مرتبط مىشد ، و چاپارها با سرعت كم‌نظيرى ، نامه‌ها و پيامها را از مركز به استانها ابلاغ مىكردند . در اوستا ، كتاب باستانى ، مكرر ، به ارابه اشاره شده ؛ و يك‌جا ، مزد پزشك معالج حاكم ولايت را معادل « يك ارادهء چهار حيوان بسته » معين مىكند . گزنفون و پلوتارك نيز از اراده و گردونه‌هاى چهار اسبه سخن گفته‌اند . از راههاى معروف دورهء هخامنشى ، راه شاهى است كه از شهر افس يونانى تا شوش ادامه داشته و كاروانها در 111 روز ، اين راه را مىپيمودند ، و مسافرين در نود روز ، ولى چاپارها كه با وسايل بهترى مجهز بودند ، در زمانى كمتر ، اين راه را طى مىكردند و در طى راه ، به گفتهء هردوت ، مسافرخانه‌هاى خوبى وجود داشته است . در دورهء اشكانيان و ساسانيان نيز ، شبكهء راههاى ارتباطى وجود داشته و كاروانهاى تجارى ، به شرحى كه در جلد اول ديديم ، به فعاليتهاى اقتصادى خود ادامه مىدادند . فردوسى در اشعار خود ، از عماريها و هودجهاى روى بسته كه زنان بزرگان در آن مىنشستند ، سخن مىگويد ؛ از جمله از زبان بيژن به افراسياب ، مىگويد ! : يكى نوعمارى بد اندر ميان * كشيده بر او چادرى پرنيان در جاى ديگر مىگويد : بياورد پس خسرو خسته دل * پرستنده سيصد ، عمارى چهل هزار اشتر و اسب و استر هزار * ز ديبا و دينار كردند بار ز هودج فروهشته ديبا جليل * سپاه ايستاده رده ، خيل و فيل عمارى به ماه نو آراسته * پس پشت او اندرون خواسته در جاى ديگر ، فردوسى ضمن گفتگو از اموال خسروپرويز ، مىگويد : ده و دو هزار اشتر باركش * عمارى كش و گامزن شصت و شش از دورهء ساسانيان ، پلهاى زيادى بجاى مانده كه اغلب آنها هلالى شكل و دهانهء آنها بين 11 الى 14 متر است . از جمله ، در نزديك شوش ، در دزفول ، پلى روى كارون زده شده بود كه طول